السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)
145
حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)
3 - « ابو بكرة » از پيامبر نقل مىكند كه فرمود : « . . . پس از آن به ميكائيل نگريستم و او سكوت كرد . لذا من دانستم تعداد حروف و لهجهها به پايان رسيده است » . جزرى در تفسير اين روايت مىگويد : اين روايت بر اراده حقيقى از مفهوم عدد دلالت دارد ، و عدد مذكور در روايت در تحديد به كار رفته است « 1 » . 4 - اگر مقصود از « هفت حرف » لهجههاى قبايل « 2 » باشد . چگونه پيامبر اكرم - ص - از اين روايت عليه عمر بن خطاب و هشام بن حكيم بن حزام استفاده مىكند ؟ . اين ماجرا در صحيحين چنين نقل شده است : ميان عمر بن خطاب و هشام بن حكيم بن حزام ، در قرائت قرآن اختلاف افتاد پيامبر - ص - در مقام داورى و استدلال فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده است . و به اين ترتيب قرائت هر دو را تصويب كرد « 3 » اشكال كار اينجاست كه آيا لهجه و لغت عمر آنقدر با لهجه هشام اختلاف داشت كه نمىتوانستند - يا سخت بود - براى آنها كه با لهجه يكديگر قرآن را تلاوت كنند ؟ آيا هر دوى آنها از قريش - همانطوركه طحاوى و ديگران تصريح مىكنند « 4 » نبودند ؟ و آيا خود اين ماجرا با روايات « نزول قرآن بر هفت لهجه » كه حتى اجازه مىدهد « هلم » را به « تعال » و « اقبل » . . . تبديل كنيم منافات ندارد ؟ . اما توجيه اين ماجرا به اين شكل كه بگوييم : عمر سوره فرقان را قبل از حدوث تغيير و تبديل الفاظ آن شنيد و هشام . . . اين توجيه دردى را دوا نمىكند زيرا معنا ندارد كه بگوييم : پيامبر اكرم - ص - هشام را با لغتى جز لغت قريش تعليم داده بود . در حالى كه پيامبر خود ، از دل قريش بيرون آمده بود و تمام قريشيان را مىشناخت و با لغت آنان به خوبى آشنا بود . به اضافه آن كه معناى اين ماجرا آن است كه : طى هفت نزول متوالى تغييرات پى در پى به صورت تدريجى در قرآن حادث شده باشد . و هر نزول با نزول قبلى در لهجه و لغت اختلاف داشته باشد . و ما هيچ دليلى براى گردن نهادن به اين مطلب و پذيرش اين مبنا نداريم . و هيچ شاهدى هم در اين ميان ، گواه استدلال بالا نيست .
--> ( 1 ) النشر ، ج 1 ، ص 26 . ( 2 ) رك : فتح البارى ، ج 9 ص 23 ، 24 و 25 و اين روايت را از ابن قتيبه در تأويل مشكل القرآن نقل مىكند . ( 3 ) رك : صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 40 . مشكل الآثار ، ج 4 ، ص 187 ، 188 و النشر ، ج 1 ، ص 24 . ( 4 ) مشكل الآثار ، ج 4 ، ص 187 و النشر ، ج 1 ، ص 24 .